
:برعکس تو منخیـلی دوسِت دارماز سکوتم می نويسمتا بدانی خسته امبی هوايت کنج پستوهایغم يخ بسته امبی تو بی تابی دراينبرزخ به جانم خميه زدمن هنوز اين بغضرااز نبودت نشکسته ام......
ادامه مطلب
کفتر کشته پرندون نداره تو خاک و خونها کشوندن نداره xa0 داره از تنهایی گریم میگیره توی این شهر دیگه موندن نداره xa0 کی میشه که من و تو ما بشیم و رها بشیم کی میشه که من و تو ما بشیم و رها بشیم xa0 مرغ پر بسته که کشتن نداره وقتی کشتی دیگه گفتن نداره از یه دریچه تاریک و سیاه پای پیر و خسته دیدن نداره xa0 اگه تو باغچه فقط یه گل باشه گل اون باغچه که چیدن نداره هر درختی که یه روزی پیر میشه اونو از ریشه سوزوندن نداره xa0 کی میشه که من و تو ما بشیم و رها بشیم کی میشه که من و تو ما بشیم و رها بشیم xa0 فصل...
ادامه مطلب
حاصل خیره در آینه شدن ها ایا دوبرابر شدن غصه ی تنهایی نیست؟!...
ادامه مطلب
عضیها را هرچقدر بخوانیخسته نمیشوی!بعضیها را هرچقدر گوش دهیعادت نمیشوند!بعضیها هرچه تکرار شوندباز بکرند و دست نخورده!دیدهای؟بعضیها بینهایتند! xa0مثل تنهایی......
ادامه مطلب