هزار سال عشق و شیدایی

متن مرتبط با «آینه های روبرو» در سایت هزار سال عشق و شیدایی نوشته شده است

روزهای ...

  • نیلوبلاگ

    روزهایxa0 خیلیxa0 سختی اومدند ... البتهxa0 کهxa0 xa0خوش اومدند ...xa0 ما بهشون میشگمxa0 xa0تقدیر و بازیxa0 روزگارشما بهش میگینxa0 xa0تاوان ....xa0البتهxa0 که اونچیزی که تو ذهن شماستxa0 xa0تو ذهن ماxa0 نیستxa0 ...xa0ولیxa0 خوبxa0 xa0نفسxa0 کشیدن...

    ادامه مطلب
  • داره از تنهایی گریم میگیره

  • نیلوبلاگ

    کفتر کشته پرندون نداره تو خاک و خونها کشوندن نداره xa0 داره از تنهایی گریم میگیره توی این شهر دیگه موندن نداره xa0 کی میشه که من و تو ما بشیم و رها بشیم کی میشه که من و تو ما بشیم و رها بشیم xa0 مرغ پر بسته که کشتن نداره وقتی کشتی دیگه گفتن نداره از یه دریچه تاریک و سیاه پای پیر و خسته دیدن نداره xa0 اگه تو باغچه فقط یه گل باشه گل اون باغچه که چیدن نداره هر درختی که یه روزی پیر میشه اونو از ریشه سوزوندن نداره xa0 کی میشه که من و تو ما بشیم و رها بشیم کی میشه که من و تو ما بشیم و رها بشیم xa0 فصل...

    ادامه مطلب
  • تنهایی...

  • نیلوبلاگ

    حاصل خیره در آینه شدن ها ایا دوبرابر شدن غصه ی تنهایی نیست؟!...

    ادامه مطلب
  • تنهایی

  • نیلوبلاگ

    عضیها را هرچقدر بخوانیخسته نمیشوی!بعضیها را هرچقدر گوش دهیعادت نمیشوند!بعضیها هرچه تکرار شوندباز بکرند و دست نخورده!دیدهای؟بعضیها بینهایتند! xa0مثل تنهایی......

    ادامه مطلب
  • آینه

  • نیلوبلاگ

    حاصل خیره در آینه شدن ها ایا دوبرابر شدن غصه ی تنهایی نیست؟...

    ادامه مطلب