
روزی از روزها ،شبی از شب ها ،خواهم افتاد و خواهم مرد ،اما می خواهم هر چه بیشتر بروم .تا هرچه دورتر بیفتم ،تا هرچه دیرتر بیفتم ،هرچه دیرتر و دورتر بمیرم .نمی خواهم حتی یک گام یا یک لحظه ،پیش از آن که می توانسته ام بروم و بمانم ،افتاده باشم و جان داده باشم ،همین .((دکتر علی شریعتی))...
ادامه مطلب
xa0 زمین قانون عجیبی دارد، هفت میلیارد آدم و فقط با یکی از آنها احساسxa0تنهایی نمی کنی و خدا نکنه که آن یک نفر تنهایت بگذارد، آنوقت حتی با خودت هم غریبه میشوی . ....
ادامه مطلب
میان ماندن و نماندن xa0 xa0 xa0 فاصله تنها یک حرف ساده بود xa0 xa0 xa0 xa0از قول من به باران بی امان بگو : xa0 xa0 xa0 دل اگر دل باشد xa0 xa0 xa0 xa0آب از آسیاب علاقه اش نمی افتد....
ادامه مطلب