
روزهایxa0 خیلیxa0 سختی اومدند ... البتهxa0 کهxa0 xa0خوش اومدند ...xa0 ما بهشون میشگمxa0 xa0تقدیر و بازیxa0 روزگارشما بهش میگینxa0 xa0تاوان ....xa0البتهxa0 که اونچیزی که تو ذهن شماستxa0 xa0تو ذهن ماxa0 نیستxa0 ...xa0ولیxa0 خوبxa0 xa0نفسxa0 کشیدن...
ادامه مطلب
روزی از روزها ،شبی از شب ها ،خواهم افتاد و خواهم مرد ،اما می خواهم هر چه بیشتر بروم .تا هرچه دورتر بیفتم ،تا هرچه دیرتر بیفتم ،هرچه دیرتر و دورتر بمیرم .نمی خواهم حتی یک گام یا یک لحظه ،پیش از آن که می توانسته ام بروم و بمانم ،افتاده باشم و جان داده باشم ،همین .((دکتر علی شریعتی))...
ادامه مطلب