هزار سال عشق و شیدایی

متن مرتبط با «بهار» در سایت هزار سال عشق و شیدایی نوشته شده است

بهار و یاد تو..

  • نیلوبلاگ

    بهار که از راه میرسدجوانه سر میزند، شکوفه می شکفدباران نمنم می بارد آسمان نفس می کشدبهار که از راه میرسدزمین سبز میشود بلبل نغمه خوان میشودروز نو میشود سال نکو میشوداما… تو چطور؟اگر شکوفه شکوفه برویدو دریغ از شکوفه لبخندی که بر لبانت بنشیند چه؟اگر زمین زمین سبز شودو هنوز برگهای پاییزی سنگفرش دلت باشد چه؟اگر باران باران طراوت بباردو هنوز خاکستر غم و یاس بر شیشه دلت باشد چه؟اگر روز روز نو شودولی چشمهایت به عادت و کهنگی گشوده شود چه؟اگر گرما گرما مهربانی با طلوع خورشیدبتابد و تو همچنان دل به سرما س...

    ادامه مطلب
  • بهار...

  • نیلوبلاگ

    من خسته تراز آنی بودم که بدیها را با بدی جواب بدهم....خسته تر از آنی بودم که روحم را شرحه شرحه کنم تا بفهمند که در موردم اشتباه میکنند،،،بیخیال تراز آنی که از کسی کدورتی به دلم داشته باشم،،،من درهر شرایطی ودرمواجهه باهر آدمی خودم بودم،،، کسی که برای هیچکس بد نخواهد هیچکس را بد نمیبیند،،،ودیگران را نه از روی ظاهر و نه از روی رفتارها و قضاوت ها ، عجولانه ، قضاوت نمیکند،،،آدم ها هیچ کدامشان بد نیستند ، امامتفاوتند ، ومن حریفِ تفاوت های آدمها،وحریفِ نظرها و واکنش های شخصی شان نخواهم شد ....همه ...

    ادامه مطلب