هزار سال عشق و شیدایی

متن مرتبط با «بالاخره یاد میگیری» در سایت هزار سال عشق و شیدایی نوشته شده است

بهار و یاد تو..

  • نیلوبلاگ

    بهار که از راه میرسدجوانه سر میزند، شکوفه می شکفدباران نمنم می بارد آسمان نفس می کشدبهار که از راه میرسدزمین سبز میشود بلبل نغمه خوان میشودروز نو میشود سال نکو میشوداما… تو چطور؟اگر شکوفه شکوفه برویدو دریغ از شکوفه لبخندی که بر لبانت بنشیند چه؟اگر زمین زمین سبز شودو هنوز برگهای پاییزی سنگفرش دلت باشد چه؟اگر باران باران طراوت بباردو هنوز خاکستر غم و یاس بر شیشه دلت باشد چه؟اگر روز روز نو شودولی چشمهایت به عادت و کهنگی گشوده شود چه؟اگر گرما گرما مهربانی با طلوع خورشیدبتابد و تو همچنان دل به سرما س...

    ادامه مطلب
  • از یاد رفته...

  • نیلوبلاگ

    از یاد رفته ام... همچو تپانچه ای که پس از جنایت... به دریا انداخته شده است...

    ادامه مطلب
  • بلاخره

  • نیلوبلاگ

    هر آدمی بالاخره یه روزی به چیزی یا کسی که ترک کرده برمیگرده... نه اینکه بخواد دوباره به دستش بیاره،نه اینکه بخواد دوباره داشته باشدشیا اینکه دوباره باهاش باشه،نه ...اشک هایی هست که باید ریخته بشه،ممکنه چند روز بعد ...ممکنه سال ها بعد ...ولی بالاخره هر آدمی یه روزی میاد سراغ اشک های به تعویق افتادش ......

    ادامه مطلب